Friday, June 06, 2014

نگرانی‌های حکومتی نسبت به عرفی‌سازی همجنس‌خواهی


این مقاله را در صفحه دگرباش وب‌سایت رادیو زمانه بخوانید. نسخه‌ای که در اینجا می‌بینید، نسخه ویرایش نشده مقاله قبل از انتشار در سایت زمانه است


صرفِ همجنس‌گرا ستیزی؟
رهبر ایران علی خامنه‌ای در آخرین دیدار خود با اعضای مجلس خبرگان رهبری می‌گوید: «شکست در عرصه اخلاقی و پایمال شدن انسانیت و پدیدار شدن هویت اصلی تمدنِ غربی مبتنی بر اومانیسم را یکی دیگر از نشانه های برهم خوردن آرامش ظاهری جبهه استکبار است. قتل و غارت و خشونت، فساد و شهوت‌رانی‌های مسخ کننده همچون ترویج ازدواج همجنس گرایان، حمایت صریح از تروریسم خشن و وحشی در منطقه و اهانت آشکار به مقدسات و بزرگان دین، نمونه‌های عینی از شکست تمدن غرب در مسائل اخلاقی است.»[1]
این شروعی است بر موج جدید همجنس‌گرا ستیزی مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران که در هفته‌های اخیر، در رسانه‌های مختلف وابسته به خود، به حداکثر شکل ممکن موجود است، همه جا هم نامی از غرب برده می‌شود. از امامان جمعه شهرهای مختلف بگیرید تا رئیس قوه قضائیه، آیت‌الله آملی لاریجانی که می‌گوید: «غربی‌ها با تولید فیلم‌های مستهجن و مبتذل و پخش و ترویج آن از طریق ماهواره‌های فارسی زبان درصدد ضربه زدن به بنیان‌های خانوادگی هستند و بر اساس گزارش های رسیده آنان در چنین شبکه‌هایی، حتی در پی ترویج هم‌جنس‌گرایی و طبیعی جلوه دادن آن هستند و متأسفانه چنین حرف‌هایی را به عنوان حرف‌هایی علمی مطرح می‌کنند که انسان را واقعاً متاسف می‌کند.»[2]
بتدریج چهره‌های نظامی هم وارد معرکه این موج همجنس‌گرا ستیز می‌شوند. سردار نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین می‌گوید: «آنها در حالی برای ما شرط می‌گذارند که باید همجنس‌بازی را آزاد کنید که حتی اگر حیوانات را هم رها کنید، همجنس‌بازی نمی‌کنند.»[3] در فاصله‌ای نزدیک به او، سرلشکر فیروزآبادی قطعنامه اخیر اروپا را «قطعنامه‌ای سراسر مغایر حقوق بشر» می‌خواند و می‌گوید: «بخش آخر این بیانیه نشان می‌دهد که اروپا همه امیدش به عمل شنیع همجنس‌بازان ختم می‌شود! که ضد حقوق طبیعی انسان‌ها و مغایر آموزه‌های پیامبران بزرگ الهی و دین مقدس اسلام است.»[4]
درحقیقت، فشارها بر ایران بالا گرفته است در موضوع حقوق بشر و ایران می‌داند در آینده‌ای نزدیک، بعد از چالش هسته‌ای خود (اگر بتواند در این موضوع به موفقیتی دست پیدا کند) مجبور است با موضوع حقوق بشر روبه‌رو شود که از اعدام‌ها و وضعیت‌ زندان‌های ایران گرفته تا آزادی بیان و حق آزادی تجمع را مطرح می‌کند، برابر قوانین بین‌المللی که ایران آن‌ها را تصویب و اجرای آن‌ها را تضمین کرده است. یکی از مباحثی که در این قوانین مطرح شده است، برابری انسان‌هاست بدون توجه به جنسیت آنان یا بیان جنسیتی آنان.[5]
نگرانی‌های مقامات ایرانی از اجبار به قبول تغییرات گسترده اجتماعی آن‌چنان بالاست که آیت‌الله دری نجف‌آبادی را وادار می‌سازد بگوید «استانداردهای اتحادیه اروپا تروریسم و همجنس‌بازان است.»[6] هرچند پیش از آنکه حملات جدید و گسترده همجنسگرا ستیز مقامات ارشد ایران علیه همجنس‌گرایی و برابری ذاتی انسان‌ها، شروع شود، فعالیت‌های دیگری شروع شده بود تا با عنوان «عرفی‌سازی همجنس‌گرایی» یورشی همجنس‌گرا ستیز را شروع کنند، یورشی که در ظاهری علمی و با کمک فلسفه و نظریه منسوخ غربی، به غرب یورش برد که این حرف شماست علیه همجنس‌گرایان و برابر همین حرف، شما جایگاهی ندارید از برابری ذاتی این بخش از جامعه با دیگر بخش‌های جامعه بگویید.

به سبک و سیاقِ «مهرنامه»
پایگاه «مهرنامه»، پایگاهی است اینترنتی برای زنان و خانواده. از جمله فعالیت‌های اخیر این پایگاه، انتشار پرونده‌ای است با نام‌ »عرفی‌سازی همجنسگرایی»[7]. پرونده‌ای در سایتی که فیلتر نیست و فیلتر نخواهد بود و در سایتی که در کنار آیکون‌های اصلی آن مانندِ نسخه موبایل، آرشیو و پیوندها، آیکون «اوقاع شرعی» را قرار داده‌اند. آن هم در کشوری که هرگونه اشاره به همجنسگرایی، نه تنها باعث سانسور گسترده حکومتی می‌شود، بلکه ممکن است باعث تعطیلی موسسه‌ای شود که بحث آن را مطرح کرده است[8]. در این فضا، باعث خشنودی است که موسسه‌ای ظاهراً مستقل، می‌تواند بحث همجنسگرایی را مطرح کند.
هفده مقاله در این پرونده منتشر شده‌اند. نویسندگان مقالات، تمرکز خود را در کنار موضوع همجنسگرایی، به موضوع زنان همجنسگرا و تراجنسی و حقوق آنان اختصاص داده‌اند. در کنار آن مباحثی در مورد رسانه‌ها، حقوق، علم، مدرنیسم و سازمان‌ها و چهره‌های مختلف در سوژه همجنسگرایی مطرح شده است.
این پایگاه در بخش معرفی وب‌سایت، اصلی‌ترین هدف خود را چنین عنوان می‌کند: «این مجموعه تلاش می‌کند با فاصله گرفتن و نقد سنت‌های غلطی که بعضاً به نام اسلام بازتولید می‌شود و رویکردهای جدیدی که بر بستر مدرنیته روییده و ریشه در اندیشه‌های غیرالهی دارند، کلیه مباحث مرتبط با زنان و خانواده را تا حد توان پوشش دهد و در این راه، ضمن اصل قرار دادن اسلام ناب محمدی، از تجربه کلیه طیف‌ها و گروه‌های حامی حقوق زنان و دغدغه‌مندان حیات و هویت خانواده در ایران و جهان بهره ببرد.»[9]
مقاله‌ای در میان مقالات پرونده، نقش معرفی یا مقدمه یا توضیح را بازی نمی‌کند اما پاراگراف‌های آغازین هر متن، در نقش مقدمه‌ای کوتاه ظاهر می‌شوند برای نویسنده آن مطلب. مثلاً سوسن تاری در مقاله «چرا از همجنس‌گرایی حمایت می‌شود؟»[10] چنین نوشتار خود را شروع می‌کند:
«حامیان همجنس‌گرایی لزوماً از یک طیف مشخص نیستند و همگان را نمی‌توان در جرگه مرتکبین همجنس‌بازی درنظر گرفت. درحالیکه اصالتاً حمایت از این رویکرد، نظیر هر پدیده اجتماعی دیگر، با عادی‌سازی و مشروعیت بخشیدن به این رویکرد می‌تواند برای قرن‌ها دایره روابط بشری، تولید نسل، میزان اعتماد و آرامش اجتماعی را به صورت جدی تحت‌تاثیر قرار دهد.»

دفاع از ردِ همجنسگرایی
صحبت ظاهراً از بحث علمی است، یعنی جایگاهی که وب‌سایت «مهرنامه» برای خود قائل شده است و هم‌زمان این ذهنیت را در خواننده خلق می‌کند که با بحثی بی‌طرفانه روبه‌رو خواهد شد، چون بحث علمی است. در عمل، پژوهشگر، تماشا می‌کند پدیده‌های اجتماعی یا علمی روبه‌روی او، چه نتایجی را برایش به همراه می‌آورند و بر اساس آن‌ها و با توجه به توانایی‌های علمی خود، دست به تحلیل و نتیجه‌گیری می‌زند.
هرچند در خوانش مقالات منتشر شده در سایت، از همان ابتدا بدبینی را در ابتدایی‌ترین پاراگراف‌های هر متن شاهد خواهید بود. به عنوان مثال، مهدیار صبوری در ابتدای مقاله خود می‌نویسد: «حمایت از حقوق همجنس‌گرایان و تلاش جهت مشروعیت‌بخشی به چنین روابطی از جمله موضوعاتی است که در عرصه نهادهای بین‌المللی طی چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته و بدیهی است که واکنش اعضای جامعه بین‌المللی به این موضوع یکسان نبوده و بسیاری از دولت‌ها و بازیگران بین‌المللی به مخالفت شدید با طرح آن پرداخته‌اند. دولت‌های اسلامنی نیز در خیل معترضان در اعلام مواضع رسمی خود، این اعتراض را ابراز نموده‌اند.»[11]
جنبش دفاع از حقوق همجنسگرایان، راهی طولانی در کشورهای غربی طی کرد تا به این نقطه برسد تا قوانینِ بین‌المللی و سازمان‌هایی جهان‌شمول مانند سازمان ملل متحد را به پذیرش خود وادار کند. حتی راهی طولانی‌تر طی کرد تا به این نقطه برسد که نحوه رفتار با همجنسگرایان[12] یک کشور، تبدیل به سنجشی برای درک وضعیت حقوق بشر و اجرای قوانین بین‌المللی، در یک کشور شده باشد.
ایران نیز مانند دیگر کشورهای جهان، توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد[13]، گزارشگر ویژه در موضوع حقوق بشر ایران دکتر احمد شهید[14] و دیگر سازوکارهای سازمان ملل متحد، مکرر در موضوع وضعیت دگرباشان جنسی خود، مورد سنجش و بررسی قرار می‌گیرد و سوال‌هایی جدی روبه‌روی حکومت این سرزمین قرار گرفته است که دیر یا زود، باید پاسخگوی آن‌ها باشد.[15]
بحث‌هایی که در زمینه حقوق و هویت جنسی در جهان امروز مطرح می‌شود را هیچ‌گاه حکومت ایران به عنوان یک فرصت برای تعدیل مواضع حقوق بشری خود درنظر نگرفته است، بلکه آن‌ها را به دیده شک نگاه می‌کند. یعنی برای هرکدام از سوال‌ها و ایرادها، قیدهایی مطرح می‌کند و در نتیجه آنان را ناقص و مخالف با روح قوانین داخلی، مذهب حاکم بر کشور و عرف جامعه می‌شناسد.
برای نمونه در بحث اصول یوگیاکارتا[16] «منشوری که برای گرایش جنسی و هویت جنسی شکل گرفت»، ایران آن را قبول نکرد و ایرادهایی را به این بیانیه وارد دانست. یا در مباحث مربوط به حقوق بشر، حکومت حاکم سعی می‌کند از نام «حقوق بشر اسلامی» استفاده کند و به این شکل با وجود قبول قوانین بین‌المللی و تصویب و امضای آنان، از اجرایشان سرباز زند.
یعنی حکومت سعی می‌کند سوال‌های مربوط به این مباحث را از منظر فلسفی و منطقی رد کند، یعنی این دسته سوال‌ها و ایرادهای وارد بر خود را از چهارچوب مشخص حقوق به دنیای بی‌مرز بحث‌ها و جدل‌های ذهنی بکشاند. این راهی است موثر و ظریف در مردود شمردن چنین سوال‌هایی؛ به این شکل، درمجادله‌ای که بین مفهوم و منطوق[17] (اصطلاح حقوقی است) خلق می‌شود، اصل مبحث به‌دست فراموشی سپرده می‌شود و درنهایت ذهن مخاطب را خسته باقی می‌گذارد. این تقریباً سیاست «پاسخِ بی‌پاسخی» است که حکومت ایران مکرر آن را در عمل اجرا کرده است و همچنان بر اجرای آن، مُصّر است.
هم‌زمان این تلاش‌های حکومتی برای تغییر پاسخگویی به سوال‌های مرتبط به حقوق بشر در موضوع کشور ایران، هم‌اکنون بستر فکری و اجتماعی طبقه متوسط در داخل ایران تلاش می‌کند که هم‌گام با تحولات جهانی موضعی متناسب با شکل زندگی انسان در قرن بیست و‌‌ یک بیابد. این بستر تلاش می‌کند تا پاسخگوی ذهن کنکاشگر ایرانی باشد اما آیا درحقیقت همیشه اطلاعات به‌شکلی کافی، علمی و بی‌طرف در مقابل چشمان این ذهن کنکاشگر قرار می‌گیرد؟

شباهت‌ها به نگاهِ حکومتی
نگاه سایت «مهرنامه» به موضوع «عرفی‌سازی همجنس‌گرایی»، شباهت‌هایی پایه‌ای با نگاه دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، محمد جواد لاریجانی دارد که در پاسخ شفاهی خود در مقر سازمان ملل به گزارش احمد شهید[18]، ابتدا دست بر این گذاشت که کشورهای غربی تا همین چند دهه پیش، همجنسگرایی را ممنوع می‌دانستند و بیماری.
سپس نگاه داخلی حکومت ایران به موضوع همجنسگرایی را مطرح ساخت که «در کشور ما همجنسگرایی یک مرض و کاری نادرست و قابل پیگرد است»، سپس بحثی فلسفی در موضوع «حق حیات» با توجه به نظرات ارسطو مطرح ساخت و سپس سوال خود را پرسید:
«اگر مقصود این باشد که افراد زنده حق داشته باشند کارهایی را انجام دهند ولو کار بد، این معنایش بحث این است که شهروندان حقی برای انجام کار خلاف دارند یا نه؟ این یک بحث نظری است و هیچ ربطی به اسناد سازمان ملل ندارد و این اسناد ضعیف‌تر از پرداختن به این مسائل فلسفی هستنند.» درنهایت او وضعیت حقوق بشر حاکم در کشورهای غربی، مخصوصاً در بریتانیا و امریکا را مطرح ساخت و این وضعیت را محکوم کرد.
سایت «مهرنامه» تلاش می‌کند تا با عینیت بخشیدن تئوریک به مباحث حکومتی یا شرعی جمهوری اسلامی ایران، در عین حال از وضعیت حاکم بر کشور دفاع کند و از سویی دیگر، به غرب اعتراض کند در وضعیت حقوق بشر، مخصوصاً وضعیت حقوق بشر زنان لزبین و زنان تراجنسی در این کشورها. در مقالات این سایت، حتی بعضاً تمایزی بر کلمه «همجنسگرا» که معنایی مثبت در فرهنگ علوم اجتماعی دارد و «همجنسباز» که معنایی منفی دارد، قائل نمی‌شوند.
مثلاً رضوانه سهیلی در مقاله «مخالفین همجنس‌گرایی را بشناسیم»[19] می‌نویسد: «اخیراً پدیده‌ای به نام "یارگیری برای همجنس‌بازی" مطرح شده که در آن همجنس‌بازان در قالب فرزندخواندگی کودکانی را که به فرزندخواندگی پذیرفته‌اند به رفتارهای همجنس‌گرایانه تشویق می‌کنند. این گروه شعاری را هم برای خودشان دارند که در آن می‌گویند: "از آنجایی که همجنس‌بازان نمی‌توانند تولیدمثل کنند پس باید یارگیری کنند."»

همجنسگراستیزی در قالبِ جنگِ نرم
نزدیک به یک هزار سال پیش بود که ذهن ایرانی تلاش می‌کرد تا همراه با فقه شیعه، در کشف مقتضیات زمانه و جواب به آن‌ها تلاش کند. برای مثال هنوز در فقه شیعه بعد از تعریف مرد و زن زیر سایه قواعد فقهی و حقوقی، از مبحثی به نام «خنثی» یاد می‌شود. در قوانین امروز ایران، مباحثی مانند سهم‌الارث این افراد، بر اساس همین مباحث حقوقی، مشخص و معین شده است[20]. همین احکام دست دست رهبر سابق ایران را باز گذاشتند تا زودتر از بسیاری کشورهای غربی، حقوق مشخصی در اختیار تراجنسی‌های ایران قرار دهد و اجازه شرعی و قانونی تغییر جنسیت در ایران را فراهم آورد[21].
در ایران نیز مانند دیگر بخش‌های جهان، عده‌ای در جایگاه قدرت فکر می‌کنند مسائلی مانند موضوع همجنسگرایان و دگرباشان جنسی، پدیده‌ای است نو و عاری از ریشه‌های تاریخی. آن‌ها فکر می‌کنند که این موضوع را غربی‌ها خلق کرده‌اند. در حالی که احترام به حقوق اقلیت‌ها و تفاوت‌ها در عصر حاضر، زیر سایه بلوغ فکری امروز بشر جای گرفته است که این به معنای پدیده‌ای نوظهور نیست و نخواهد بود.
شاید حکومت ایران سعی کند پتانسیل فکری جامعه ایرانی را دستِ کم بگیرد. هرچند مردم کشور درنهایت راه خود برای تفکر و تصمیم‌گیری در زمینه حقوق دگرباشان جنسی را نیز بازخواهند کرد و حکومت را به دنبال خود خواهد کشاند. همان‌طور که یک زن تراجنسی ایرانی، مریم خاتون ملک‌آرا[22]، توانست نظر خمینی را نسبت به موضوع تغییر جنسیت، موافق کند و این کار را با تکیه به احکام فقهای قبل انجام داد، درحالی که اهل سنت هنوز در پاسخ به این سوال مانده‌اند و این کار خمینی را تغییر در آفرینش خداوندی محسوب می‌کنند[23].

درب‌های بسته برای همجنس‌گرایی
ایران هم‌اکنون فضایی بسته برای دگرباشان جنسی خود دارد. همان‌طور که محمد جواد لاریجانی در سازمان ملل متحد سال گذشته گفت: «در کشور ما همجنسگرایی... قابل پیگرد قانونی است.» همان‌طور که او به‌جای پاسخ به سوالات روشن دکتر احمد شهید در موضوع دگرباشان جنسی ایران، بحث را به فلسفه و ارسطو کشاند، سایت «مهرخانه» نیز تلاش می‌کند در پرونده خود، بحث همجنسگرایی را به جهان بی‌پایان و بی‌مرزِ بحث‌ها و جدل‌های اجتماعی و علمی بکشاند.
این سایت تلاش می‌کند تا هم‌زمان، هم توجیه دست حکومت ایران بدهد برای عملکرد زیر سوال خود در وضعیت حقوق این افراد جامعه، هم هم‌زمان به دنیای غرب یورش ببرد که شما ساختار خانواده را نابود ساخته‌اید و وضعیت اجتماعی خوبی ندارید. شما سعی می‌کنید تحمیل کنید قوانین خود را به کشورهای دیگر و ما هم مانند کشورهای دیگر، این قوانین را قبول نمی‌کنیم. در عمل ولی نزدیک به یک سوم کشورهای جهان (76 کشور)، مجازات برای موضوع همجنسگرایی دارند و تنها در 5 کشور جهان، برای همجنسگرایی، مجازات اعدام صادر و اجرا می‌شود که ایران، یکی از آن کشورهاست و چهار کشور دیگر نیز موریتانی، عربستان سعودی، سودان و یمن هستند.
نویسندگان سایت، می‌دانند در حریم زبان فارسی قرار دارند و در این حریم، با توجه به سانسور گسترده حاکم بر اینترنت در داخل کشور، امکان پاسخ‌گویی دقیق به حرف‌هایشان وجود ندارد. مگر نه در یک فضای علمی جدی در زبان‌های دیگر مانند زبان انگلیسی، لحظه‌ای برای پاسخ گفتن به دلایل مطرح شده در سایت برای ردِ همجنسگرایی، مکث نمی‌شد.
سایت تلاش می‌کند تا بگوید وضعیت حقوق بشر در غرب بحرانی است، همچنین تلاش می‌کند القا کند وضعیت اخلاق در کشورهایی که همجنسگرایی را مجوز قانونی داده‌اند، به یغما رفته است، چون این امر، برابر طبیعیت انسانی نیست. آن‌ها همچنین به نقل‌قول‌هایی از محقق‌های غربی، استناد می‌کنند. هرچند در جهان غرب، وقتی به اندیشه مطرح شده در قالب مقاله‌های سایت نگاه شود، بلافاصله رد پای اندیشه‌ای منسوخ مشخص می‌شود که ریشه‌هایش به قرن نوزدهم اروپا بازمی‌گردد. یعنی به زمانی که تازه جنبش حقوق همجنسگرایان، بعد از زندانی شدن اسکار وایلد به‌خاطر آمیزش رضایت‌مندانه با همجنس خود، شروع شد[24].
در آن زمان، نگاه حاکم بر جامعه چنین بود که باید بررسی پلیس معین باشد و انسان متفاوت از لحاظ هویت یا گرایش جنسی شناسایی شود و نگذاریم آلودگی‌های او، به بقیه جامعه سرایت کند. این دیدگاه هنوز اثرات خود را بر چهره‌هایی معاصر دارد و سایت، به این نام‌هاست که تکیه می‌کند برای طرح مساله‌های موردنظر خود. یعنی می‌گوید، این حرفِ خود شماست و همراه است با آنچه ما می‌گوئیم و می‌خواهیم و در عمل اجرا هم می‌کنیم. هرچند نویسندگان مقاله در عمل نمی‌پرسند آیا مثال‌های قید شده در مواجه با خواننده‌ای که آگاه باشد به شرایط امروز علم، چه می‌کند؟
قطعاً خواننده‌ای که ناشناس باشد به جهان امروز و مباحث مطرح شده در مساله‌های مرتبط به همجنسگرایی و عرفی‌سازی آن در جامعه، پرونده موجود در سایت را تحسین می‌کند که حرف می‌زند از جهان غرب ولی همگام است با اندیشه‌های مطرح شده در اسلام و اجرا شده در کشوری مانند ایران. هرچند نگاه خواننده آشنا با چنین موضوعی، آشفتگی است از مباحث مطرح شده که درست چیده نشده‌اند و اجرای علمی ندارند بر خود.

در نگاهِ امروز
سال‌هاست کلیسای کاتولیک مانعی است گسترده بر بسیاری از وجه‌های زندگی مدرن. این کلیسا، رودرروی سازمانی مانند سازمان بهداشت جهانی قرار می‌گیرد و «کاندوم» را منع می‌سازد چون برابر الهایات کلیسا نیست. همین کلیسا، قرن‌ها از دشمنان اصلی همجنسگرایی بوده است. حال، در دنیایی مدرن که مرز نیست برای اشاعه اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، هم کاندوم و هم همجنس‌گرایی را جزو سانسورهای اجرا شده در نشر کتاب و رسانه داخل کشور می‌شناسد[25] ولی هم‌زمان، پاپ فرانسیس، همین امسال در موضوع همجنس‌گرایی می‌گوید:
«اگر شخصی همجنسگرا باشد و در جستجوی خدا باشد و خواسته و نیت خوبی داشته باشد، من چه کسی هستم که او را مورد قضاوت خود قرار دهم.» او در سفر برزیل خود، ادامه می‌دهد: «تعالیم کلیسای کاتولیک به خوبی ماجرا را توضیح می‌دهد: آن‌ها نباید به‌خاطر همجنسگرایی خود به حاشیه رانده شوند بلکه باید وارد جامعه شوند.»[26]
کشوری مانند ایران که در مبحث تغییر جنسیت توانایی گرفتن موضعی پیشتاز را داشته است، آن هم در زمانی که بسیاری از کشورهای اروپایی به گونه‌ای با این سوال دست به گریبان باقی مانده بودند و مخالفت‌هایی ابراز می‌کردند، حالا هم می‌تواند در بین تمام کشورهای اسلامی، با نگاهی معتدل‌تر، جزو اولین سرزمین‌ها باشد که موضوع حقوق دگرباشان جنسی را به عمل تبدیل کند.
هم‌اکنون بعید به‌نظر می‌رسد اما روزی خواهد رسید که مراجع اعظم شهر قم و نجف، حرف‌هایی مانند پاپ فرانسیس بزنند. همچنین روزی خواهد رسید تا مقاماتی مانند محمد جواد لاریجانی، در مقر سازمان ملل متحد حاضر شوند و حقوق همجنسگرایان ایرانی را به‌رسمیت بشناساند. تا آن زمان، مجال کافی است برای بحث. «مهرنامه» در سایت خود، راه را باز گذاشته است: بحث کنیم در سوژه همجنسگرایی. همین سایت در عین تمام منفی‌گرایی‌های نوشتارهای خود، تابو را شکسته است.
حالا می‌شود آشکارا مطالبی در موضوع همجنسگرایی جدا از سانسور گسترده و حاکم بر فرهنگ و اندیشه داخل ایران خواند. هر صحبتی، هر چقدر هم منفی باشد، درنهایت راه را هموار می‌کند برای علنی‌سازی و عرفی‌سازی بیشتر این موضوع.


[12] همجنسگرایی یک کلمه کلی در این مقاله است ولی علاوه بر همجنسگرایان مرد و زن – گی‌ها و لزبین‌ها – شامل بر دوجنس‌گرایان می‌شود و همچنین شامل بر اقلیت‌های جنسی مانند دوجنسه‌ها یا تراجنسی‌ها خواهد شد که الزاماً همجنسگرا نیستند اما حقوق‌شان در کنار حقوق همجنسگرایان در قوانین بین‌المللی بررسی می‌شود. در مقاله به‌جای کلمه جامع‌تر دگرباش جنسی، از همجنسگرایی استفاده شده است، چون سایت مهرخانه، این کلمه را برای نوشتن مقالات خود در کنار کلمه همجنسبازی استفاده کرده است و نویسنده نمی‌خواهد باعث گیجی خواننده شود.

Friday, May 16, 2014

حقوق بشر، حقوق جنسی و آزادی‌های اجتماعی برای همه


همین مصاحبه را در این لینک و این لینک، در صفحه دگرباش رادیو زمانه بخوانید

در گفتگو با حسین علیزاده مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در ایگل‌هِرک
مصاحبه از رامتین شهرزاد
در چهارچوب قانون جدید مجازات اسلامی که برابری نسبی با قانون قدیم مجازات اسلامی دارد، رابطه جنسی رضایتمندانه بین دو هم‌جنس، در کنار تمامی دیگر شکل‌های رابطه احساسی و فیزیکی خارج از محدوده ازدواج، جرم‌انگاری شده است. احکام شلاق، زندان، جریمه‌نقدی و اعدام و سنگسار مشخص کرده‌اند برای هر احساسی که خارج از مقوله ازدواج مرسوم در مذهب اسلام باشد. این جرم‌انگاری در این قانون تا به آن نقطه می‌رسد که برای افراد هم‌جنس حاضر در چنین رابطه‌ای، مجازات اعدام هم پیش‌بینی شده است. ایران یکی از پنج کشور دنیای امروز است که مجازات اعدام برای چنین رابطه‌هایی، اجرا هم می‌کند.
هرچند مشکلات دگرباشان جنسی (مردان و زنان همجنس‌گرا، تراجنسی‌ها و دوجنس‌گرایان) ایران، فقط محدود به قوانین نمی‌شود. این افراد، دچار محدودیت‌ها و حذف اجتماعی هم می‌شوند. کمیسیون بین‌المللی زنان و مردان همجنس‌گرا (ایگل‌هِرک) از معدود سازمان‌های غیرانتفاعی است که به موضوع حقوق بشر این بخش از جامعه ایران می‌پردازد.
در این میان، بحث حقوق بشر در معادلات جامعه جهانی با حکومت ایران نیز گسترده‌تر شده است و یکی از مباحث، بحث حقوق اقلیت‌هاست از جمله اقلیت‌های دینی. موضوعی که در گزارش‌های اخیر دکتر احمد شهید هم مطرح شده است و نگرانی‌های جامعه بین‌المللی در مورد نقص حقوق بشر این بخش از جامعه را نشان می‌دهد.
ایگل‌هِرک، اخیراً وب‌سایت فارسی خود را عرضه کرده است (www.iglhrc.org/iran) و در میان مباحث مطرح شده در این سایت، یکی هم جزوه‌های آموزشی است، از جمله جزوه‌هایی با عنوان‌های «چگونه در ایران از حقوق قانونی خود در جایگاه متهم همجنس‌گرا دفاع کنیم»، «چگونه نقص حقوق دگرباشان جنسی را گزارش دهیم»، «راهبردهای موثر حقوقی در دفاع از دگرباشان جنسی» و «آزاد و برابر زاده شده‌ایم».
تولیدات ایگل‌هِرک نشان از یک برنامه هدف‌مند دارد، شما امیدوار هستید شاهد چه تأثیرگذاری‌ای باشید؟
ببینید، مساله اصلی و مهم برای ما، این است که درک درستی از قضیه هویت جنسی در جامعه ایران به وجود آید. عموماً هویت جنسی و مسائل جنسی افراد، تابو و گناه در سطح جامعه ما است. بنابراین هدف تمام این فعالیت‌ها، این است که افراد، اعم از وکیل و سیاست‌گذار و روزنامه‌نگار و شهروندان معمولی، بتوانند متوجه شوند همان‌طور که آدم‌ها رنگ چشم‌شان متفاوت است، قد و اندام‌شان متفاوت است، همین‌طور هم از نظر گرایش و هویت جنسی متفاوت از همدیگر هستند. یعنی این نه عجیب است، نه گناه است، نه خلاف.
مهم‌تر اینکه جامعه باید درک کند که در مواجه با افراد دارای گرایش و هویت جنسی متفاوت، به‌جای اینکه به هیجان بیایند، عصبانی بشوند و فحش بدهند، دستگیر کنند و خشونت نشان بدهند، باید قضیه را منطقی ارزیابی کنند و دریابند که این فقط یک خصیصه انسانی است.   هدف عمده ما ساخت چنین درک اجتماعی و ایجاد زمینه فکری مناسب است تا افراد بتوانند درک بکنند و با افراد متفاوت از خودشان کنار بیایند.
شما با سازمان ملل همکاری می‌کنید در زمینه حقوق بشر دگرباشان جنسی. در این زمینه چه کرده‌اید؟
سازمان ما، عضو ناظر سازمان ملل متحد است. درنتیجه در چند سال گذشته، فعالیت‌های زیادی در زمینه ارائه نقض حقوق بشر دگرباشان جنسی ایران داشته‌ایم. حکومت ایران، چندین کنوانسیون بین‌المللی را امضاء کرده است. مطابق همین قوانین بین‌المللی، شامل بر میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی و فرهنگی، اعلامیه بین‌المللی حقوق بشر و دیگر متن‌ها، تمامی انسان‌ها از جمله دگرباشان جنسی، از حقوق مساوی برخوردار هستند و دولت‌ها حق ندارند بر افراد تبعیضی قائل شوند. چه برسد به اینکه دولت‌ها بخواهند دست به تفکیک جنسیتی بزنند، دنبال افراد باشند به‌خاطر هویت و گرایش جنسی‌شان، آن‌ها را دستگیر و زندانی کنند، اعدام کنند و از حقوق‌شان محروم کنند. تمامی این‌ها، نقض تعهدات بین‌المللی ایران است و ما سعی کردیم در گزارش‌های متعددی که به سازمان ملل داده‌ایم، این موارد را قید کنیم.
در 2011 ایران برای دومین مرتبه در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، در موارد تطبیق این کشور با تعهدات خود با میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، بررسی شد. در 2013 فرصت مشابه‌ای بود در مورد میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. در 2014 هم بررسی دوره‌ای عملکرد ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل خواهد بود. ما در هر مورد سعی کردیم یادآور شویم که اتفاق‌های موجود در ایران، مخالف تعهدات کشور است. حکومت ایران همیشه سعی می‌کند ادعا کند که این مسائل غربی‌هاست، این مطابق فرهنگ ما نیست، مطابق ارزش‌های ما نیست. ولی متن کنوانسیون‌ها، تعریف مفاهیم، درک تعهدات کشورها، کاملاً مشخص هستند. همه‌چیز در اینجا روشن و بدون ابهام بیان شده است.
اصل این است، وقتی شما پای این قوانین را امضا کرده‌ای، گفته نشده است که این فقط شامل مردها، مسلمان‌ها و غیردگرباشان جنسی است. چنین نیست. همه انسان‌ها حق و حقوق باید از حق و حقوق برابر برخوردار باشند. برای همین ما سعی می‌کنیم تا دائماً به حکومت ایران یادآور شویم که حقوق دگرباشان جنسی، چیزهای عجیب و غریبی نیستند. بحث سیاسی هم نداریم. این موضوع کاملاً قانونی و حقوق بشری است که مطابق تعهدات ایران، بایستی به انجام برسد. اگر ایران انجام نمی‌دهد، درحقیقت به تعهدات خودش پشت پا می‌زند. در نتیجه، ما در چند سال گذشته از هر فرصتی استفاده کردیم، از جمله در مکاتبات مان با دکتر شهید، تا بتوانیم نقض تعهدات ایران را یادآور شویم. (اینجا و اینجا)
محمدجواد لاریجانی، از جمله سیاستمدارهای ایرانی است که خطاب به مقامات بین‌اللی، پاسخ تندی به موارد قید شده در مورد حقوق دگرباشان جنسی ایرانی داد. جواب ایشان را چطور ارزیابی می‌کنید؟
اولاً جای تاسف دارد که آقای لاریجانی، رئیس ستاد حقوق‌بشر قوه‌قضاییه، به‌عنوان مسئول رسمی پرونده حقوق بشر ایران، این‌قدر ضد حقوق بشر صحبت می‌کند. نکته دیگر اینکه مهم نیست امثال آقای دکتر لاریجانی چه می‌گویند. دولت ایران این تعهدها را امضا کرده است. وقتی شما پای یک قرارداد را امضا می‌کنید، دیگر مهم نیست پدربزرگ خانواده چه می‌گوید. وقتی قراری امضا شد،  اجرای تعهدات بر عهده شماست. سازمان ملل هم مرتب به ایران می‌گوید مهم نیست شما چطور فکر می‌کنید، شما این قراردادها را امضاء کرده‌اید، درنتیجه مجبور هستید پای آن بایستید. اگر دوست نداشتید، خُب امضا نمی‌کردید اما حالا این امضای شما اینجاست. شما عضو این میثاق‌ها و قانون‌ها هستید، اینجا تعهد شما روشن است. بنابراین، اینکه آقایان در تهران چطور فکر می‌کنند، واقعاً محلی از اعراب ندارد و متأسفانه، جوی درست کرده‌اند که از هر چیزی خوش‌شان نمی‌آید، بلافاصله می‌گویند این موضوعی سیاسی است.
متأسفانه حقوق اقلیت‌ها و قومیت‌های مذهبی هم به‌همین‌شکل شده است، مخصوصاً بهایی‌ها. می‌گویند این‌ها فرقه هستند. خُب به فرض هم که باشند. قوانین بین‌المللی نمی‌گوید شما فقط از یک سری ادیان مشخص الهی حمایت کنید. اصلاً ربطی ندارد. شما تعهد داده‌اید از انسان‌ها، از حقوق انسان‌ها حمایت بکنید. تمام شد و رفت.
من فکر می‌کنم اشتباه آقایان این است که در هنگام صحبت از ایران، خیال کرده‌اند دارند از اداره یک مسجد صحبت می‌کنند. شما می‌توانید در اداره مسجد خودتان، هرکسی را خواستید راه بدهید، دل‌تان خواست تکفیر کنید، خواستید هم به بهشت بفرستید. از این جور حرف‌ها. ولی وقتی شما حکومت را اداره می‌کنید، از این خبرها دیگر نیست. حکومت برای تمام شهروندان، برای تمام اتباع کشور حقوق مساوی درنظر گرفته است. آقایان هنوز این را درک نمی‌کنند که انسان‌ها به واسطه انسان بودن، حق و حقوقی دارند. جدای از اینکه چه کاره هستند، هویت جنسی‌شان چیست، مذهب‌شان چیست، زبان مادری‌شان چیست. همه به واسطه انسان بودن دارای حقوق مساوی هستند.
حالا اگر شما رئیس کلیسا و مسجد هستید، نمی‌خواهید ازدواج همجنس‌گرایان را به رسمیت بشناسید، خُب، نشناسید. مسجد خودتان است. ولی وقتی وارد جامعه شدید، این دیگر حساب‌اش جدا است. این دیگر مسجد اداره کردن نیست. یک سیاستمداری مثل آقای لاریجانی که یک مملکت هشتاد میلیونی را نمایندگی می‌کنند، برازنده نیست این مطالب سخیف را مکرراً در مورد حقوق بشر تکرار کنند.
حکومت ایران مرتب می‌گوید این خواسته‌های غربی است که به ما تحمیل می‌شود، از صحبت‌های رهبر ایران تا دیگر مقامات، چنین بحثی آشکار است. چرا چنین موضوعاتی را غربی می‌پندارند؟
این از آن دسته حرف‌های واقعاً عجیب است. پانزده سال پیش، تلفن همراه در ایران نداشتیم. وقتی مد شد، کسی نگفت حرام است چون از غرب آمده است. همه آمدند و دو تا دو تا هم بردند. ماشین هم همین‌طور. رادیو و تلویزیون هم همین‌طور. هر چیزی که غربی است، آقایان هیچ مشکلی ندارند. فن‌آوری هسته‌ای را هم غرب درست کرده است اما هیچ مشکلی ندارند حق مسلم مردم بشود. فقط بر مسأله حقوق جنسی که می‌رسند، یادشان می‌آید موضوع غربی است. این حرف‌ بی‌ربطی است. منطقی ندارد. یعنی چی که هرچیزی دل‌تان خواست از غرب را استفاده کرده‌اید، بعد هرچه دوست ندارید، سریع جیغ می‌کشید این یکی با فرهنگ ما سازگاری ندارد. نصف قانون مدنی ایران برگرفته از قانون بلژیک است. هیچ مشکلی در این زمینه نداشتید. ولی خُب، مسأله وقتی دگرباشان جنسی باشد، یک مرتبه به‌خاطرتان می‌رسد که این حرف قوانین غربی است!
خُب، این برمی‌گردد به اینکه فرهنگ غرب‌ستیزی که در ایران راه افتاده است، فقط یک مسأله سیاسی است. خیال می‌کنند هرچیزی دوست ندارند را می‌شود یک اسم «غربی است» رویش گذاشت و حالا مردم می‌ترسند، در خانه قایم می‌شوند و همه‌چیز فراموش می‌شود. نه، چنین چیزی نیست. دوم اینکه وقتی شما جنسیت افراد را به غرب و شرق حواله می‌کنید، این نشان دهنده فقر فرهنگی شماست. جنسیت افراد غرب و شرق ندارد و انسان‌ها با هویت جنسی خودشان به‌دنیا می‌آیند، همان‌طور هم عشق و علایق جنسی را همراه تولدشان به این دنیا می‌آورند. این‌ها را نمی‌شود انکار کرد.
وقتی مرتب می‌گویند در جامعه ما دگرباش جنسی وجود ندارد، یا تاریخ را نمی‌شناسند یا از گذشته کشور خود خبر ندارند. شما شعر شاعرهای ما را نگاه کنید، در تاریخ ایران، بسیاری از افراد عشق به همجنس دارند و خیلی راحت هم از آن صحبت می‌کنند. بنابراین این حرف نه منطق دارد، نه پشتوانه تاریخی. این‌ها فقط یک سری مطالب بی‌ربطی است که از خودشان درمی‌آورند، چون از همجنس‌گرایان خوش‌شان نمی‌آید. دگرباش‌ستیزی موجودشان را به شرق و غرب حواله می‌دهند و فکر می‌کنند به این شکل مشکلات مملکت را حل کرده‌اند.
بحث حقوق بشر بعد از مباحث مرتبط به انرژی هسته‌ای، مهم‌ترین مشکل حکومت ایران برای بازگشت به جایگاه سابق خود در میان کشورهای جهان است. فکر می‌کنید ایران حاضر به مذاکره در مورد مباحث مرتبط به حقوق بشر بشود؟ و فکر می‌کنید در چنین مذاکراتی، بحث حقوق بشر دگرباشان جنسی را هم وارد کند؟
بنظر من موضوع حقوق بشر باید دغدغه ایرانی باشد، این را نباید منتظر باشیم غربی‌ها از غرب برایمان بیاورند. این نکته را حکومت ایران به خوبی می‌داند. دولت ایران مشکلی ندارد مذاکره کند تا دلارهای نفتی‌اش آزاد شود، بالاخره این آقایان هم باید به فکر مرغ و پلوی خودشان باشند. ولی وقتی بحث حقوق بشر مطرح می‌شود، حکومت ایران ته دل‌اش می‌لرزد. چون به لحاظ ساختاری، حکومت ایران خیلی شبیه به حکومت طالبان است و شبیه به صدام حسین و مشابه‌هایشان. یعنی بر مبنای استبداد داخلی بنا شده است. این‌ها تا وقتی بتوانند مردم را سرکوب کنند، هیچ مشکلی ندارند. تمام دغدغه شان این است که پدر مردم خودشان را دربیاورند. پس حقوق بشر باید دغدغه هر ایرانی باشد. یعنی این حق هر انسانی است که به واسطه انسان بودن، باید برخوردار از حق و حقوق خودش بشود.
ما نباید منتظر واشنگتن یا لندن یا هر پایتخت دیگری باشیم. ما باید به عنوان یک انسان بگوییم ما با اندام جنسی، با هویت جنسی خودمان به دنیا آمده‌ایم. حالا چه دگرباش باشیم چه غیردگرباش باشیم. اینجا بحث، فقط بحث دگرباشان نیست، بحث حقوق جنسی افراد است. شما درنظر بگیرید که بسیاری از غیردگرباشان هم آزادی و حقوق خود را ندارند. طرف را به زور می‌برند، چرا که با دوست‌دخترش راه می‌رود. یا فلان لباس را پوشیده است. ازدواج‌های خانوادگی در سن پایین. انواع و اقسام فشارها که وجود دارد.
بحث اینجا، بحث حق و حقوق و آزادی‌های جنسی است. این‌ها هم مُد شده است تا بحث آزادی جنسی وسط کشیده می‌شود، می‌گویند فساد، فساد. چنین خبری نیست. کسی صحبت از فساد نکرده است. بحث این است که انسان‌ها با اندام جنسی بوجود می‌آیند، حق‌شان هم این است که از اندام‌شان استفاده کنند و لذت ببرند. این نه به ملای محل ربطی دارد، نه به رئیس‌جمهور مربوط است، نه به مجلس شورای اسلامی. اینکه من در خلوت خودم می‌خواهم چطوری زندگی بکنم، با کی هم‌خوابه شوم، ربطی به کسی ندارد. این انتخاب و حق هر انسانی است و حکومت‌ها هم حق مداخله در آن را ندارد. خلاصه قوانین بین‌المللی هم همین است: آنچه در زندگی خصوصی افراد می‌گذرد، به خود افراد مربوط است و بس.
برنامه‌های آینده سایت فارسی ایگل‌هِرک چیست؟ منتظر عرضه چه جزوه‌های جدیدی از طرف شما باشیم؟
مجموعه‌ای از تحقیق‌ها را در چند سال گذشته در مورد وضعیت دگرباشان جنسی انجام داده‌ایم که برای عرضه آماده می‌شوند. البته برای دوستان فعال در این زمینه، روشن است چه می‌گذرد. متأسفانه وضعیت مصیبت‌باری حاکم است در مورد اقلیت‌های جنسی که از حقوق‌شان محروم هستند. بااین‌حال، ما درصدد هستیم با آمار و ارقام و موارد مشخص، نشان بدهیم وضعیت چطور است.
در ایران حتی حق تراجنسی‌ها هم ضایع می‌شود. درک این است که تراجنسی‌ها در ایران حقوق کامل دارند، ولی چنین نیست. آن‌ها فقط حق دارند عمل جراحی انجام بدهند. حالا اگر طرف پول نداشته باشد یا نخواهد عمل کند، در واقع زندگی‌اش ضایع شده است و هیچ حقی برای زندگی معمول را در جایی پیدا نمی‌کند. بعلاوه در ایران طبقه اجتماعی تراجنسی و ترنس‌سکشوآل نداریم. همه مردم از نظر حکومت یا زن هستند یا مرد.
ما باید آموزش‌های بیشتر در زمینه حقوق و آزادی‌های جنسی افراد داشته باشیم. ما درصدد هستیم با بیانی روشن‌تر و واضح‌تری با افراد در مورد حقوق جنسی صحبت کنیم، تا افراد درک کنند این فقط مسأله بخشی از جامعه نیست. همه ما در اینجا صاحب حق هستیم. آموزش‌ها و مجموعه‌های انتشاراتی ما، کتاب‌ها، جزوه‌ها، فیلم‌های کوتاه، همگی سعی می‌کنند همین نکته را برای مخاطب ایرانی روشن کنند: اصل قضیه این است که انسان‌ها حقوق جنسی دارند و همه‌شان باید از این حقوق جنسی برخوردار باشند و دولت‌ها هم حق ندارند به انسان‌ها بگویند چگونه از جنسیت و حقوق جنسیتی خودشان استفاده کنند. همین و بس.

Tuesday, May 13, 2014

بی‌نام - شماره چهار


جزئیات را تکه به تکه
به تن کردن
در سطحی از نور و تنهایی و کنجکاوی
و حرکت انگشت‌ها در بی‌صدایی

وقتی سر بلند می‌کنی و به چشم‌هایش به نفس‌هایش
وقتی جزئیات در جزئیات گره می‌خورند
می‌خندید
خنده‌تان را کنار می‌زنید
گره را باز می‌کنید
گره را محکم می‌کنید
لبخند می‌زنید
از همه‌چیز رها می‌شوید
رها باقی می‌مانید

Monday, May 12, 2014

بی‌نام - شماره سه


نشسته‌ایم دور حوض کوچک تنهایی‌هایمان
در امیدواری ظرفی هنداونه، کمی آفتاب و نسیمی کوچک
و آنچه در طلب روزهایمان گذاشته می‌شود
چیزی نیست به جز انتظاری بیشتر
در برهوت هیچ‌هایمان